| پس از جنجال سیاسى سال ۱۹۶۰ در مورد سقوط یک فروند هواپیماى جاسوسى امریکایى یو.-۲ بر فراز خاک اتحاد جماهیر شوروى (سابق)، دولتمردان ایالات متحده نسبت به بقیه طرحهاى مربوط به هواپیماهاى نفوذى بیمناک شدند، و در سال بعد، برنامه بمبافکن بلندپرواز ایکس.بى.-۷۰ را لغو کردند. با این حال، اندیشه نفوذ بىخطر به خاک دشمن، همچنان باقى ماند، تا آنکه به ساخت بمبافکن بالمتغیر بى.-۱ (۱۹۷۵) با سطح مقطع رادارى نسبتاً کوچک انجامید. اما پیشرفتهاى صنایع دفاع هوایى، از تکنولوژى بى.-۱ سریعتر رشد مىکرد؛ بهعلاوه، هواپیماهاى پیشاخطار هوابرد روسى در حال توسعه بودند. در نتیجه، ظاهراً تنها راه نفوذ بىخطر، حذف کامل از صفحه رادار دشمن بود. به این ترتیب، معیارهاى طراحى یک بمبافکن دورپرواز نفوذى، روزبهروز از جنبه عملکرد پروازى عالى دور شد، و به جنبه طراحى ویژه آئرودینامیکى و استفاده از مواد جاذب امواج رادار براى کاهش سطح مقطع رادارى گرایش پیدا کرد. در اواخر دهه ۱۹۷۰ تکنولوژى مواد جاذب امواج رادار به اندازه کافى پیشرفت کرده بود؛ ابزارهاى رایانهاى هم تا حدى توسعه یافته بود که براى شبیهسازى ریاضى شکلهاى پیچیده منحنىشکل سطوح بیرونى و همچنین، همکارى در امور ساخت، به طور وسیعى کارآمد باشد.
شرکت نورثروپ از ابتداى تأسیس، فعالیتهایى جدى دراره طرحهاى بدون دم (بال پرنده) انجام داده بود، و طراحان آن شرکت، براى بال پرنده خفاکار هم نظراتى داشتند. اما بمبافکنهاى قبلى نورثروپ دچار مشکلات کنترلى بودند، و در اثر وزش باد نسبى جانبى، دچار تکانههایى مىشدند. با این حال، پیشرفت سیستم کنترل پرواز-با-سیم در اواخر دهه ۱۹۷۰، بهخوبى این مشکل را حل مىکرد. در مناقصهاى که «وزارت جنگ ایالات متحده» براى طراحى و ساخت «بمبافکن کمپیدا با تکنولوژى پیشرفته» مطرح کرد، گروه شرکتهاى نورثروپ، ال.تى.وى.، و بوئینگ با استفاده از موتورهاى ساخت جنرال الکتریک طرحى را پیشنهاد کردند که با کد رمز سینیور آیس نامگذارى شد. در ۲۰ اکتبر ۱۹۸۱ طرح سینیور آیس در رقابت با پیشنهاد گروه شرکتهاى لاکهید و راکول، برنده مناقصه شد. بهزودى نام طرح، به سینیور سى.ج. تغییر کرد، و فعالیت جدى سه شرکت پیشنهاد دهنده، با مدیریت نورثروپ و در نهایت مخفىکارى آغاز شد.در ابتداى کار، نورثروپ با خریدن یک کارخانه متروکه خودروسازى فورد در حومه لسآنجلس، آنرا به پیشرفتهترین مرکز مجهز به سیستم رایانهاى طراحى و ساخت تبدیل کرد. براى تدارک برنامه نرمافزارى سهبعدى ادارهکننده امور طراحى، ابزارهاى ماشینى، و سیستمهاى روباتیک، در حدود یک میلیارد دلار هزینه شد، و این مرکز اطلاعاتى، با تأسیسات شرکتهاى همکار (بوئینگ و ال.تى.وى.) به صورت الکترونیکى مرتبط شد. با وجود اشتغال هزاران نفر در سه شرکت مذکور، در امور مربوط به برنامه «بمبافکن کمپیدا با تکنولوژى پیشرفته» ، شدیدترین اقدامات امنیتى براى حفظ اطلاعات انجام مىشد؛ به طورى که فقط عده معدودى از کل برنامه اطلاع داشتند.
با تقسیم فعالیتها بین بوئینگ (براى ساخت قسمت مرکزى پسین بدنه از جنس تیتانیوم، پوششهاى بزرگ بیرونى بال، سیستم سوخترسانى، سیستم تحویل بار جنگى، و ارابههاى فرود)، ال.تى.وى. (براى ساخت قسمتهاى میانى بدنه و سازههایى از جنس آلومینیوم، تیتانیوم، و مواد مرکب)، و نورثروپ (براى ساخت قسمت مرکزى پیشین بدنه، کابین خلبانان، و مونتاژ نهایى هواپیما)، سرانجام، اولین فروند محصول نهایى، به نام بى.-۲، در ۲۲ نوامبر ۱۹۸۸ براى نخستین بار به نمایش گذاشته شد. این هواپیما در ۱۷ ژوئیه ۱۹۸۹ به پرواز درآمد. در مقایسه با بقیه هواپیماهاى زیرصوتى، بى.-۲ بیشترین زمان آزمایشها را گذرانده است؛ مثلاً براى آزمایشهاى تونل باد این هواپیما، مدت ۲۴،۰۰۰ ساعت، و براى آزمایشهاى صلاحیت پروازى، مدت ۲۹۱،۰۰۰ ساعت وقت صرف شده است.
ظاهر غیرعادى بى.-۲ حاصل سازگارى بین معیارهاى خفاکارى و معیارهاى عملکرد پروازى است. لبه حمله بى.-۲ سازهاى گوهاى شکل است که درون آن، از مواد لانهزنبورى جاذب امواج رادار استفاده شده است؛ امواج رادار درون این سطوح گوهاى شکل، به دام مىافتد، و با انعکاس به جلو و عقب، انرژى خود را از دست مىدهد. چهار موتور بى.-۲ به کمک مواد مرکب مقاوم در برابر حرارتهاى زیاد، درون بدنه کاملاً فرو رفته است. براى کاهش تشعشع حرارتى اگزوزها، محل خروجىها در روى بال و در عقب قرار گرفته، و گازهاى خروجى، کمى به سمت بالا جهت داده مىشود؛ ضمناً مواد شیمیایى جدیدى که با گازهاى خروجى مخلوط مىشود، از تشکیل دنباله در ارتفاع بالا جلوگیرى مىکند. در آغاز یک مأموریت تهاجمى، سیستم اویونیکى بى.-۲ براى اجراى وظایف خفاکارى تنظیم، و سیستمهاى نالازم خاموش مىشود. چون هواپیما در حین رهاسازى بمبها، قابلردیابى است، عملکرد سریع دریچههاى پرتاب بمب بسیار اهمیت دارد. رادار مخصوص بى.-۲، که ساخت شرکت هیوز است، عمل ردیابى آنرا توسط جستجوگرهاى فرکانسى زمینى ناممکن مىکند.
|