| موضوع قطع وابستگى یک هواپیماى رزمى به فرودگاه و پایگاههاى مجهز زمینى، از دیرباز مورد توجه هر دو بلوک شرق و غرب قرار داشته، و کشورهاى مختلفى مثل فرانسه، شوروى (سابق)، انگلستان، و ایالات متحده پس از پایان جنگ جهانى دوم در تلاش براى دستیابى به تکنولوژى عملى و اقتصادى تولید هواپیماهاى عمودپرواز بودند. اهمیت این موضوع، بهویژه در جنگ شش روزه مصر و اسرائیل در روز پنجم ژوئن ۱۹۶۷ آشکار شد که در آن جنگ، هواپیماهاى اسرائیلى با یک حمله ناگهانى، ۱۹ پایگاه هوایى مصر را هدف قرار دادند، و عملاً نیروى هوایى مصر را فلج کردند. موفقترین نتیجه این فعالیتها، طرح شرکت انگلیسى هاوکرسیدلى (بعدها، بریتیش آئروسپیس) بود که پى.-۱۱۲۷ نامیده شد. اساس این طرح، استفاده از تکنولوژى جت و تغییر مسیر گاز خروجى از اگزوز موتورها (چرخاندن نیروى رانش) بود. در زیر بال پى.-۱۱۲۷ چهار اگزوز شیاردار، مسیر خروج گازهاى حاصل از احتراق در موتور جت را کنترل مىکرد، و با تنظیم آنها به صورت عمود بر زمین (در حین برخاستن یا فرود آمدن) برآى مورد نیاز تأمین مىشد.
ابتکار چرخاندن رانش را اولین بار میشل ویبالت فرانسوى در اوایل دهه ۱۹۵۰ ابداع کرد، و شرکتهاى بریستول (سازنده موتورهاى هوایى) و هاوکر، با پشتیبانى مالى دولت ایالات متحده، آن را به نتیجه رساندند؛ تا آنکه در پى.-۱۱۲۷ عملاً تحقق یافت. به دلیل استفاده از طرح فرابال در پى.-۱۱۲۷، این هواپیما مىتوانست مقادیرى بمب و راکت در زیر بالش حمل کند؛ البته مقدار این مهمات، نسبتاً کمتر از هواپیماهاى تهاجمى زمینپایه بود. اولین پرواز عمودى پى.-۱۱۲۷ با رانش ۵،۱۲۶ کیلوگرمنیرو (۱۱،۳۰۰ پوند) یک موتور پگاسوز در ۲۱ اکتبر ۱۹۶۰ انجام شد. هرچند نظامیان انگلیسى تا آن زمان علاقه چندانى به طرح جنگنده عمودپرواز نداشتند، جنگ شش روزه اهمیت چنین هواپیماهایى را به آنها نشان داد.
آزمایشهاى اولیه، صحت کلى عملکرد پى.-۱۱۲۷ را تأیید کرد، و پس از اصلاحات فنى متعدد (بهویژه براى افزایش قدرت موتور و ظرفیت حمل سوخت) و ساختن چندین فروند پیشنمونه آزمایشى، اولین نمونه اصلاحى، به نام هاریر، در ۳۱ اوت ۱۹۶۶ به پرواز درآمد. اولین مدل تولیدى هاریر، GR Mk 1 بود که ۷۷ فروند از آن تولید شد. این هواپیماها مىتوانستند عمودى از زمین بلند شوند؛ اما در یک عملیات واقعى، فقط قادر به برخاستن سریع (و نه عمودى) بودند. دلیل این موضوع، ضعف موتور آنها بود. بنابراین، تکامل واحد پیشرانه، موضوع اصلاحات مدلهاى بعدى بود.
هرچند ماشین جنگى ایالات متحده (برخلاف انگلستان) نیازى چندانى به هاریر نداشت، «تفنگداران دریایى ایالات متحده» به این هواپیما علاقهمند شد، و شرکت امریکایى مکدانل داگلاس را در نقش پیمانکار اصلى، و هاوکر سیدلى را در نقش پیمانکار فرعى، مأمور ساخت هواپیمایى بر اساس طرح هاریر کرد. حاصل این فعالیت مشترک، اى.وى.-۸ اى. نامیده شد.
بهزودى در ۱۹۷۳ فرماندهان تفنگداران دریایى خواستار به خدمت گرفتن یک هواپیماى تهاجمى سبک ویتول/استول شدند که شرایط تعمیر و نگهدارى آسانى داشته، و قابلیتهاى بارمزد-به-برد آن بهتر از اى.وى.-۸ اى. باشد. متعاقباً دو شرکت امریکایى و انگلیسى با پشتیبانى مالى دو دولت، تحقیقاتى را آغاز کردند که به طرح اى.وى.-۱۶ اى. انجامید؛ عدد «۱۶» معرف قابلیت پرواز دوچندان این مدل نسبت به مدل قبلى است. اما در ۱۹۷۵ انگلیسیها از ادامه طرح کنارهگیرى کردند. هرچنداصلاحات موردنظر مکدانل داگلاس براى ادامه طرح، مستلزم صرف هزینههاى کلانى بود که اجراى آن را ناممکن مىکرد، بعضى از این اصلاحات بر روى اى.وى.-۸ اى. انجام شد. به این ترتیب، با استفاده از بالهایى با هوابُرهاى فرابحرانى (و نتیجتاً افزایش ظرفیت مخازن سوخت درون بالها، به ازاى همان ضخامتهاى نسبى قبلى)، بهبود سیستم افزایش برآ، افزایش پایههاى نصب زیر بالها از چهار به شش عدد (دو پایه درونسو با قدرت حمل مخازن سوخت رهاکردنى)، استفاده گسترده از مواد مرکب در سازه بالها، و تغییر ورودى هواى موتور، هواپیماى جدید اى.وى.-۸ بى. (هاریر ۲) عرضه شد که در ۱۹۷۸ اولین پرواز آزمایشى را انجام داد.
در ۱۹۸۱ تصمیمى براى تولید هاریر ۲ اتخاذ شد که ساخت ۲۵۷ فروند براى تفنگداران دریایى و ۶۰ فروند (به نام GR. Mk 5) براى «نیروى هوایى سلطنتى» را پیشبینى مىکرد.
در ماه مارس سال ۲۰۰۶ هواپیماهای هاریر از خدمت نیروهای نظامی سلطنتی انگلستان بازنشسته شدند. |